حرف های من در کُما

در کما نیستم! از بیمارستان مرخص شدم و راهی تیمارستان هستم.. ماجرای آن چهار نفر را می گویم!

حرف های من در کُما

در کما نیستم! از بیمارستان مرخص شدم و راهی تیمارستان هستم.. ماجرای آن چهار نفر را می گویم!

و حتّی خدا هم این روزها دوست میدارد که دلم را بشکند

خدا  ..! هنوز وقت داری ... میتونی دل ترک خورده ی منو نگه داری

و نذاری بشکنه..!

 

من چرا برای خدا با نقاب حرف بزنم...!

 

 

 

نظرات 3 + ارسال نظر
پژمان جمعه 27 آبان‌ماه سال 1384 ساعت 10:44 ب.ظ http://sportboy.blogsky.com

سلام! قشنگ! پشم بیا

pejman جمعه 27 آبان‌ماه سال 1384 ساعت 10:45 ب.ظ http://pahnabi.blogsky.com

سلام دوست عزیزم . من وبلاگتون رو خوندم برام خیلی جالب بود حتما به وبلاگ من هم یه سری بزن.

ناشناس شنبه 28 آبان‌ماه سال 1384 ساعت 04:18 ب.ظ http://nemikham.blogsky.com

وقت نداره بقیه تو صف ان ...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد