حرف های من در کُما

در کما نیستم! از بیمارستان مرخص شدم و راهی تیمارستان هستم.. ماجرای آن چهار نفر را می گویم!

حرف های من در کُما

در کما نیستم! از بیمارستان مرخص شدم و راهی تیمارستان هستم.. ماجرای آن چهار نفر را می گویم!

آخه پسر یه دختر ۱۸ ساله  که تمام زندگیش اینه که

روزا خودشو درست کنه بره بیرون ...

شبا هم بیاد بشینه... بچته چی میفهمه تو چقد به اورکات یا چقد به سیگار...

و یا به مادر  یا به یه دوست خوب احتیاج داری...!؟

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد